با وجود نزول سه چهارمی اوبر، این شرکت با رشد چشمگیر بیشترین ارزش خدمات برآورد شده در میان شرکت های نوپای خصوصی در جهان را کسب کرده است. چرا؟ اوبر خدمات حمل و نقل نمی فروشد، اوبر زمان می فروشد؛ ارزشمندترین دارایی شما.

اغلب مردم نمی توانند روزشان را بدون اتلاف وقت در مکالماتی بگذرانند که هیچ برنامه و هدفی ندارند. برای هیچ یک از این گفت وگوهای بداهه برنامه ریزی نمی کنید. اگر گرفتن وقت کسی بدون اجازه و میل او به اندازه گرفتن پول وی غیرقانونی بود، همکاران و شرکای تجاری در دو طرف مرافعه حقوقی گسترده‌ای می شدند که بیشترین خواهان و خوانده را در تاریخ می داشت.

اما روی دیگر سکه این است که ما در دنیایی کامل و بی نقص زندگی نمی کنیم. هرگز نخواهید توانست تمام وقفه ها و اختلالات میان روز را حذف کنید و نمی توانید مدام افراد را از خودتان برانید. (نمونه بارز: در پاسخ به درخواست کودکان هنگام خواب برای گفتن یک قصه دیگر به بچه ها مدام بگوییم «متاسفم، مامان و بابا خسته اند».)

زمان یک کالای محدود است. شما نمی توانید برای هر چیزی وقت بگذارید و تنها به مقدار کافی وقت دارید تا به کارهایتان برسید. زمان برای همه یکسان است و تمام افراد هر روز به یک اندازه زمان دارند. بهترین کاری که می توانید انجام دهید این است که نسبت به زمانی که متعلق به شماست احساس مسئولیت داشته باشید. باور کنید که شما می توانید به دیگران بیاموزید به وقت شما احترام بگذارند، بی آنکه دیگران را برنجانید و دشمن تراشی کنید.

1. برای وقت خود ارزش قایل شوید

با عادت های کوچک شروع کنید. یک عادت مدیریت زمان را انتخاب و بر آن تسلط کامل پیدا کنید. مقالات بی شماری درمورد مدیریت زمان نوشته شده است اما افراد اندکی این اصول را رعایت می کنند. وقتی دیگران می بینند شما برای وقت تان اهمیتی قایل نیستید، آنها هم به اتلاف وقت شما اهمیت نمی دهند.

برای مثال ممکن است به مهارت «نه» گفتن بیشتر بپردازید. خوب است که گاهی از هم صحبتی با کودکان، مشتریان، دوستان و همکاران امتناع کنیم. با این کار نشان می‌دهیم که آنها اجازه ندارند تمام وقت ما را هدر دهند. اگر نگرانید که شاید گاه کسی را برنجانید، نگرانی تان بجاست. برخی افراد دلخور خواهند شد (رسانه های اجتماعی گواه خوبی هستند که نمی‌توان رضایت همه افراد را جلب کرد.) حتی اطراف موفق ترین انسان های جهان هم هستند کسانی که از ایشان متنفرند.

آگاه باشید که اگر اجازه دهید دیگران تمام روزتان را هدر خواهند داد. کارهای هر روز را با یک برنامه ریزی کتبی انجام دهید تا بتوانید تصمیم بگیرید که در طول 24 ساعت چه کارهایی باید انجام دهید. این کار فایده بسیاری دارد از جمله کارایی و بازدهی بیشتر در کارها. وقتی ارزش حقیقی زمان را درک می کنید، طبیعتا بهتر انتخاب می کنید که چه کارهایی را انجام دهید و از چه کارهایی اجتناب کنید. هرچه بیشتر به وقت‌تان اهمیت دهید، تفکرتان بازدهی بیشتر و کارآمدتری خواهد داشت. در نتیجه، در گزینش فعالیت هایتان دقت بیشتری به خرج می دهید و اتلاف وقت برایتان نامطلوب و ناخوشایند می‌شود.

به خاطر داشته باشید که بزرگ ترین دزدان زمان، اطرافیانتان نیستند. چقدر پیش آمده که تلفن همراه یا دیگر وسایل با پیام ها و اعلان هایشان حواس شما را پرت کرده اند؟ آیا واقعاً ضروری است که مدام چک کنید چه پیام هایی در فیس بوک دریافت کرده اید؟ توجه کنید در طول روز چه عواملی حواس شما را از جریان کار پرت می کنند و تصمیم بگیرید که دریافت این اطلاعات در حین کار چقدر برایتان اهمیت دارد. هرآنچه بی اهمیت است از روزتان حذف کنید.

2. یک عبارت مناسب را به خاطر بسپارید

از قبل تصمیم بگیرید که چطور خود را از شر مکالمات زمانبر خلاص خواهید کرد. یک یا دو جمله مودبانه حفظ کنید و همیشه در ذهن آماده داشته باشید؛ جملاتی که در لحظه به ذهن می رسند گاه با زبان بدن و حالت های چهره نمود پیدا می کنند.

یکی از روانشناسان سابق من رویکرد هوشمندانه ای داشت. وی در چنین مواردی می گفت «کاری پیش آمده و باید بروم». منظور وی از «کاری» گفت وگوی بهتر و سودمندتر بود. خوشبختانه هیچ وقت از این جمله برای من استفاده نکرد.

همچنین می توانید از فردی که در کارتان وقفه ایجاد کرده است بخواهید گفت وگو را به وقت دیگری موکول کند. می توانید بگویید: خیلی دوست دارم به حرف‌هات گوش کنم اما الان مشغول کار روی برنامه X هستم. میتونیم فردا در موردش صحبت کنیم؟»

این کار سه فایده دارد: نخست، عامل وقفه کنار می کشد و به شما اجازه می دهد تا به کارتان ادامه دهید. دوم، ذهن تان را آموزش می دهد تا مودبانه از عوامل پرت کننده حواس اجتناب کند و روی کار در دست انجام متمرکز بماند. سوم، با به تعویق انداختن گفت وگو هر دو طرف مطمئن می شوند که موضوع ارزش صحبت کردن دارد چون نیازمند پیگیری مجدد است. اگر موضوع مهمی باشد طرف مقابل به خاطر می سپارد و در فرصت بعدی آن را پیش می کشد. اگرچه اغلب اوقات درمی یابید که این حرف های «اضطراری» نیمه کاره رها می شوند و ادامه نمی یابند. این راه حل می تواند فیلتر مناسبی برای بحث های غیرضروری و بی اهمیت باشد.

3. با افرادی در ارتباط باشید که برای وقت شان ارزش قایل هستند

با گذشت زمان روز به روز شبیه کسانی می شوید که در اطراف شما هستند. به افرادی توجه کنید که در مدیریت زمان مهارت یافته و برای کارهایشان برنامه‌ریزی دارند. اگر آنقدر خوش شانس باشید که چند لحظه ای از وقت شان را با شما بگذرانند، مطمئن باشید وقت تان هدر نرفته است. استفاده درست از زمان بدان معنا نیست که مدام در حال کار کردن باشید، بلکه بدان معناست که بر کارهایتان کنترل داشته باشید و بر کسانی که با ایشان وقت می گذرانید. استفاده درست از زمان یعنی زندگی هدفمندانه.

یکی از مشاوران سابق من روی دفتر کارش نوشته ای چسبانده بود که «اگر کاری برای انجام دادن ندارید، لطفا اینجا انجامش ندهید.» آن زمان فکر می کردم عبارت جالب و زیرکانه ای است. ربع قرن بعد فهمیدم چه تأثیر شگرف و پایداری بر من گذاشته است.

سخت است که در زمانه متغیر و نا آرام با ارتباطات درهم و برهم مدیریت زمان را اجرا کنیم. مسائل بسیاری هست که ماهیتش نامعلوم است، تشخیص برخی آسانتر از بقیه است. شما باید مرزهای خودتان را تعیین کنید، و بعد به دیگران بیاموزید به وقت شما احترام بگذارند تا مرزبندی هایتان محکم و پایدار شود. شما تنها کسی هستید که می توانید این امر حیاتی را به انجام برسانید.

ارتباط برقرار کردن با برخی از موفق ترین کارآفرینان جهان بسیار دشوار است. شاید آنها هم به اهمیت زمان پی برده اند و مشغول انجام دادن کار مهمی هستند.

 

منبعentrepreneur