همه آدم‌ها از قدیم انگار از قدرت غرور و گنده‌گویی خبر داشتند. خیلی طبیعی بود که کسی در اولین برخورد شروع به تعریف از شاهکارهای خودش بکنه. اما در جامعه امروز، ما این قدرت رو از دست دادیم. دیگه کسی از آدم خودنما خوشش نمیاد، به‌خصوص در محیط کار. در نتیجه، آدم‌هایی که راه سخت و طولانی موفقیت رو طی می‌کنند در طول راه بارها بهشون یادآوری می‌شه که مغرور نشوند و وقتی موفق شدند فروتن باشند.

جامعه ما به این باور رسیده که فروتنی، اعتماد به نفس، و کار سخت یک فرمول محکم برای رسیدن به موفقیت شخصیه. ولی من آدم‌های با اعتماد به نفس، فروتن، و سختکوش زیادی رو می‌شناسم که هنوز به هدف‌ها و رویاهایی که در نظر دارند دست پیدا نکردند. به این خاطر که فرق زیادی بین غرور و مغرور بودن هست. آدم‌هایی که با کارهای خودشان ما رو انگشت به دهان می‌گذارند خیلی خوب فرقش رو می‌دانند.

از نظر فرهنگی، ما اینقدر غرور رو با بار و معانی منفی مختلف در هم پیچیدیم که اغلب با خودبینی و تکبر و خودستایی اشتباه گرفته می‌شود.

ما همه غرور داریم. به خاطر چیزهایی که باعث می‌شود تقریبا جایگزینی نداشته باشیم. غرور ناشی از استعداد یا کارهای ما؛ غرور ناشی از کاری که فوق‌العاده خوب بلدیم. این غرور ناشی از ارزشی است که برای جامعه‌ می آوریم. همان چیزی که ما رو با ارزش و مهم می‌کند. در مقابل عزت نفس که برابر با درک کلی هر کسی از ارزش شخص خودش است، فروتنی خصوصیت کاملا متفاوتی است و اگرچه داشتنش خوب است، اما زیادی آن برای آدم خوب نیست.

حالا هشت دلیل عنوان می کنیم که چرا نباید در محیط کار زیادی فروتن بود و چرا غرور بیشتر از اعتماد به نفس به عزت نفس آدم کمک می‌کند:

۱. فروتنی معانی و برداشت‌های مختلفی دارد

آدم‌های مختلف برداشت و عقیدهٔ متفاوتی دربارهٔ فروتنی دارند. برای موفق بودن در محیط کار، بد نیست که درک و برداشت دیگران از این موضوع رو بفهمید. فروتنی خصلت خوبیه، اما در بازار کسب‌وکار تهاجمی امروز ممکنه باعث بشه مردم فکر کنند ترسو و کمرو هستید یا به راحتی کوتاه می آیید.

۲. فروتنی زیاد ممکنه مزهٔ تصدیق و تعریف مثبت رو خراب کند

خیلی از مدیرهای موفق بلدند که از قدرت تصدیق و تعریف در انگیزه‌دهی به تیمشون استفاده کنند. وقتی کسی به خاطر کاری که خوب انجام دادید از شما تعریف می‌کند، چندین هورمون حس خوب در بدن‌تان ترشح می‌شود. همون هورمون‌هایی که هر بار مسی و رونالدو توی زمین عالی بازی می‌کنند، در بدنشون ترشح می‌شود. ولی اگر درست بعد از اینکه رکورد وزنه خود را توی باشگاه زدید، یا بیشتر از حد انتظار دیگران دویدید، کسی بگوید اینقدر مغرور نباش و فروتن باش آیا کمی حالت گرفته نمی‌شود؟

فروتنی خصلت خوبیه. اما سر کار، فروتنی زیاد می‌تونه تجربهٔ گرفتن بازخورد خوب و مثبت رو خراب کند.

۳. کسی ارزش‌تان را نخواهد دانست

خیلی وقت‌ها در اوج فروتنی، خیلی ساده انتظار داریم که عمل ما خودش گویا باشه. تصور می‌کنیم که اگر فقط تمرکز کنیم و سخت کار کنیم، لازم نیست دیگه جار بزنیم که چقدر کار من خوبه. این طرز تفکر قدیمی باعث می‌شه موفقیت شما به بخت و اتفاق بستگی پیدا کند. اگر زیادی فروتن باشید، دیگران ممکنه نفهمند واقعا چه ارزشی برای سازمان یا تیم دارید. گاهی باید زبونتان را به کار بگیرید تا از کنار کاری که واقعا انجام می‌دهید برای خودتان فرصت پیشرفت بسازید.

۴. شاید خودتان هم ارزش‌تان را ندانید

اگر من از شما بپرسم به چی مغروری، جوابتون چیه؟ اون چیزی که تو اینقدر خوب انجام می‌دهید که کسی نمی‌تونه جای شما رو در کارتان پر کند چیه؟ نه منظورم تعریف شغلت نیست. فروتنی گاهی باعث می‌شه با قناعت و رضایت روزگار بگذرونید بدون اینکه هیچ‌وقت مهارت‌ها و توانایی‌های خاص خودت رو بروز داده باشید.

۵. دیگران گاهی با نیت نادرست عاشق فروتنی شما می‌شوند

غم‌انگیزه، اما حقیقت داره. اگر زیادی در محیط کار فروتن باشید، ممکنه افراد دیگه‌ای این رو فرصت خوبی ببینند که از شما سوء استفاده کنند. انقدر فروتن نباشید که یکدفعه ببینید بیشتر از همه وقت می‌گذارید و حجم کارتان فرساینده شده. اجازه ندهید فروتنی شما باعث رنجش‌تان بشود.

۶. هیچ‌کس فروتن به دنیا نمی‌آید، این رفتار اکتسابی است

هیچ‌کس فروتن به دنیا نمی آید. فروتنی خصلتیه که به ما یاد می‌دهند. خصوصیتی در جهت جا افتادن در جامعه و عادی بودن. با این حال اگر در زندگی دنبال موفقیت هستید، نمی‌توانید عادی باشید. در هر شبانه‌روز شما احتمالا ۱۰ تا ۱۲ ساعت باید کار کنید. غرور داشتن در کار خیلی مهمه، چون نصف وقت شبانه‌روزت رو داری پای آن کار خرج می‌کنید.

۷. ممکنه به چشم یک دنباله‌رو دیده شوید

فروتنی بیش از حد ممکنه باعث شود شما مناسب رهبری کاری دیده نشوید. رهبران کارآمد فقط تصمیم‌های سخت و رنجاننده نمی‌گیرند، بلکه باید آمادگی پذیرش مسئولیت تمام عواقب آن تصمیم‌ها رو هم داشته باشند. اگر در کارتان زیادی فروتن باشید، ممکنه دیگران حس کنند که شما آمادگی چنین فشاری را ندارید.

۸. فروتنی به سطح درآمدتان لطمه می‌زند

مذاکره هنری است که در آن جایی برای فروتنی نیست. شما می‌دانید که چقدر ارزش دارید و نباید از اینکه دستمزدی همتای ارزشتان را طلب کنید بترسید. من در حرفهٔ خودم آدم‌های زیادی رو دیده‌ام که از سر فروتنی دستمزد پایین‌تری رو پذیرفتند. فقط به این خاطر که می‌ترسیدند یا زشت می‌دانستند که دستمزدی رو طلب کنند که واقعا حقشان بوده است. اگر فقط با سلاح فروتنی و اعتماد به نفس زیاد به سر میز مذاکره بروید بعیده چیزی که حقتان است را به دست بیاوید.

هدف این حرف‌ها این نبود که اهمیت فروتنی رو زیر سوال ببریم. در جای درستش، فروتنی ابزار قدرتمندی است. به عبارتی غرور و فروتنی مکمل همدیگر هستند، مثل فلسفهٔ چینی یین و یانگ. باید در غرورت کمی فروتن باشی، و در عین حال در فروتنی خودت غرور داشته باشی.

 

منبع: LifeHack