شخصیت کاریزماتیک، به کاراکتری گفته می شود که به سبب داشتن برخی ویژگی ها، الگوی سایرین محسوب می شود و حتی می تواند برای آنها الهام بخش هم باشد.

بسیاری بر این باورند که کاریزما یک ویژگی ذاتی است که با آن به دنیا می آییم؛ خیر، کاملا اینطور نیست!
اپرا وینفری (ثروتمندترین زن سیاهپوست دنیا)، استیو جابز (خالق برند Apple) و مارتین لوتر کینگ (رهبر انقلابی سیاهپوستان)  از این دسته از افراد هستند، یعنی افراد کاریزماتیک، که توانایی شیفته کردن مردم و ارتباط فوق العاده قوی فردی را از کودکی با خود به همراه داشته اند.

اما این فرضیه به طور قطع درست نیست!
کاریزما می تواند جنبه ی اکتسابی نیز داشته باشد. کاریزما نتیجه ی ساده آموختن رفتارهای درست است. اگر مدل های مناسبی را برای الگوبرداری انتخاب کنیم قطعا به شخصیتی کاریزماتیک دست می یابیم.

برای مثال؛ پدر مارتین لوتر کینگ یک سخنگو و فعال اجتماعی بوده است.
اما استیو جابز برای تبدیل شدن به شخصیت کاریزماتیک کمی راه دشوارتری در پیش داشت؛ جابز برای رسیدن به این درجه از کاریزما به صورت مستمر و سخت گیرانه سال های متوالی تمرین و تلاش میکرد… به طوری که شاهد پیشرفت او در هر مصاحبه و یا نشست های متفاوتش بودیم.

افراد دارای کاریزما الهام بخش بوده، اعتماد به نفس دارند ، گرم و صمیمی هستند، شخصیتی تاثیر گذار ، دوست داشتنی و قابل اعتماد داشته ، و  در کار و تجارت، مردم دوست دارند با انها همکاری کنند، ایده های آنان را می پذیرند و تحت تاثیر ایده های آنها قرار میگیرند.

در دنیای سازمانی نوین، شکل مطلوب مدیریت، مدیریت همراه با رهبری کاریزماتیک است و از رهبران کاریزماتیک معاصر میتوان به استیو جا بز اشاره کرد.

رهبر کاریزماتیک کسی است که موفق به ایجاد رابطه ای اثر گذار، بدون استفاده از زور یا پاداش مالی میشود و توانائی الهام بخشی و تلقین پیروان را دارد. رابطه رهبران کاریزماتیک با پیروانشان رابطه مرید و مراد بوده و رهبران کاریزماتیک اغلب نمادی برای برخی ارزشها شمرده میشوند. پیروان رابطه ای عاطفی نسبت به رهبران داشته و کارهائی انجام میدهند که ماوراء هنجارهای پذیرفته شده در جامعه است.

در هر زمان که صحبت از مدیریت یا رهبری یک گروه به میان می آید، ویژگیهای فردی که این جایگاه را دارد اهمیت پیدا می‌کند.

هر فردی نمی تواند مدیر یا رهبر مناسبی در بخش های مختلف بخصوص بازاریابی باشد؛ زیرا یک مدیر باید توانایی مدیریت و نفوذ کلامی و رفتاری در یک گروه را داشته باشد. چنانچه شما مدیر یا سرپرست یک بخش، سازمان یا شرکتی هستید نیاز دارید که ویژگیهای مدیریتی خود را تقویت کنید. باید بدانید که هر کدام از رفتارهای شما چه عکس العملی را در کارکنانتان ایجاد خواهد کرد تا بهترین رفتار را برای تأثیر گذاری روی اعمال کارکنان خود انتخاب کنید. میزان نفوذ در یک مدیر یا رهبر را کاریزما می گویند. اگر بسیاری از متون مربوط به ویژگیهای رهبری و مدیریت یک فرد را مطالعه کنید حتماً با کلمه کاریزما و رفتار کاریزماتیک برخورد خواهید کرد. رفتار کاریزما، اشاره به میزان نفوذی دارد که یک مدیر یا رهبر در گروه تحت مدیریت خود دارد.

رهبران کاریزماتیک چه ویژگی هائی دارند ؟

یک -رهبران کاریزماتیک چشم اندازهای متفاوت و متضاد با وضعیت حال دارند

دو -برای پیروان آزادی عمل قا ئلند

سه -فراتر از نظام موجود وضعیت موجود را بعنوان وضعیتی منفی و اهداف آینده را به عنوان جایگزینی جذاب تر و قابل حصول توصیف می کنند

چهار - اهداف خود را به روشنی بیان میکنند

پنج - الهام بخش بوده و گرم و صمیمی و دوست داشتنی بوده و شخصیتی تاثیر گذار و با اعتماد بنفس دارند.

 

حال، به برخی از رفتارهای کاریزماتیک یک مدیر اشاره می شود و راهکارهایی نیز ارائه می گردد:

1) معمولاً افراد بیشترین تأثیر را در زندگی خود از افرادی می گیرند که به آنها علاقه دارند. پس بهتر است برای ایجاد ارتباط و تأثیر زیاد در گروهی که مدیریت آن به عهده شماست سعی کنید کارکنانتان به شما علاقه داشته باشند. به گونه ای رفتار کنید که آنها شما را دوست داشته باشند. برای رسیدن به این هدف، بهتر است همیشه مودب باشید و با صبر و حوصله با آنها صحبت و رفتار کنید.

2) متعهد باشید. آدمها به فردی اعتماد خواهند کرد که فردی متعهد باشد. تعهد شما به صحبتها و قرار دادهایی که دارید شما را فردی دوست داشتنی و کاریزماتیک خواهد ساخت.

3) تخصص و دانش کافی در خصوص فعالیت و کسب و کار خود را به دست آورید. افراد همواره علاقه دارند با فردی کار کنند و او را به عنوان مدیر بپذیرند که او تخصص و دانش کافی در خصوص فعالیتی که انجام می دهند را داشته باشد. می توانید از طریق افزایش میزان دانش ، تحقیق و پژوهش و مطالعه به میزان دانش خود بیافزایید.

4) هیچ وقت از کسادی بازار خود صحبت نکنید. مردم همیشه تحت تأثیر فردی قرار گیرند که پر مشغله و موفق به نظر برسد. پس سعی کنید هیچ وقت از کسادی بازار خود صحبت نکنید. بهتر است همیشه پر تلاش و موفق به نظر برسید تا کارکنانتان با اطمینان در کنار شما به فعالیت مشغول باشند و میزان تأثیر صحبتهای شما نیز افزایش پیدا کند.

5) همواره سعی کنید آراسته باشید. مردم جذب افرادی می شوند که به لحاظ ظاهری همیشه آراسته هستند.

6) راحت و واقعی رفتار کنید. اگر در پی این هستید که با کارکنان و مشتریانتان ارتباط خوبی برقرار کنید و میزان کاریزماتیک و نفوذ خود در اعمال آنها را افزایش دهید سعی کنید صمیمی و راحت و دوستانه با آنها رفتار کنید.

7) به صحبت کارکنان خود گوش دهید. مدیرانی می توانند بیشترین نفوذ بازاریابی در رفتار و ذهن کارکنان خود داشته باشند که به صحبتهای آنها با دقت گوش دهند و به نیازها و صحبتهای آنها پاسخ دهند. پس سعی کنید یک گوش شنوا برای آنها داشته باشید.

 

 

منبع: http://qmpmarketing.com