بازار نوظهور، (به انگلیسی: emerging market) یک بازار ملی که در فرایند پیشرفته‌تر شدن، قرار دارد و دارای نقد شوندگی در بدهی‌های محلی و  بازار سهام است، از طرفی با برخی تغییرات در سیستم مقرراتی و بازارها، روبروست.

بازارهای در حال ظهور (یا نوظهور) با سطح بازارهای کارا، فاصله زیادی دارند و فاقد مقررات و استاندارهای سخت حسابداری و بازارهای اوراق بهادار می‌باشند، که در کشورهای توسعه یافته مرسوم است. اما این کشورها، دارای زیرساخت‌های فیزیکی لازم، نظیر سیستم بانکی، بورس اوراق بهادار و پول واحد می‌باشند.

بازارهای در حال ظهور از سوی سرمایه‌گذاران به‌عنوان یک فرصت کسب بازدهی بالا نگریسته می‌شوند، چرا که آنها اغلب از نرخ رشد اقتصادی و تولید ناخالص داخلی سریع‌تر برخوردار هستند. این بازارها همچنین از روند صنعتی‌سازی بالایی برخوردار هستند. در عوض سرمایه‌گذاران در بازارهای نوظهور، با ریسک‌های بزرگتری مواجه هستند، که از بی‌ثباتی اقتصادی، مسائل زیرساختی داخلی، نوسانات نرخ ارز و محدود بودن فرصت‌های منصفانه (زیرا اغلب بنگاه‌های بزرگ، توسط دولت، مدیریت می‌شود) ناشی می‌شود، همچنین بازار سهام از نقدشوندگی پایین رنج می‌برد. اقتصادهای بازار در حال ظهور، درآمد سرانه کمی دارند، بی‌ثباتی سیاسی اجتماعی بالاتری داشته و درصد بیکاری آنها نیز بالا می‌باشد.

 
به عبارتی:
بازارهای نوظهور، کشورهایی کم درآمد اما سریع رشد هستند که از آزادسازی اقتصادی به عنوان موتور اصلی رشد خود استفاده می‌کنند و به دو گروه تقسیم می‌شود:
کشورهای در حال توسعه در آسیا، آمریکای لاتین، آفریقا و خاورمیانه و اقتصادهای در حال گذر در اتحادیه جماهیر شوروی سابق و چین. بررسی‌های اخیر در رابطه با اقتصادهای نوظهور اساساً، بر اختلاف استراتژی تجارت و مدیریت بین بازارهای توسعه یافته و نوظهور، با استفاده از دیدگاه‌های نظری مختلف، مانند نظریه نهادی، نظریه هزینه معامله، نظریه مبتنی بر منابع و نظریه نمایندگی، متمرکز شده است.

جالب توجه است که محققان بازاریابی همچنین به بازارهای نوظهور برای بیش از ۵ دهه با وجود “موانع و مشکلات تکنیکی در اعمال تکنیک‌های تحقیقاتی در کشورهای کمتر توسعه یافته” علاقمندند. اگرچه، با پیشرفت‌های اخیر در فناوری اطلاعات و ارتباطات، علاقه تازه‌ای در بین محققان و مدیران بازاریابی ایجاد شده تا در فهم تفاوت بین مصرف‌کنندگان در بازارهای توسعه یافته و نوظهور و همچنین چالش‌ها و فرصت‌های مطرح شده توسط این تفاوت‌ها برای هردو بازاریابان داخلی و خارجی در این بازارهای نوظهور تلاش کنند.

 

مروری بر ادبیات طیف گسترده‌ای از موضوعات مربوط به مصرف‌کنندگان برندها و بازاریابان بازارهای نوظهور، جریان عمده‌ای از تحقیقات را نشان می‌دهد:

۱) رفتار مقایسه‌ای مصرف کننده: این بخش از بررسی، بر چگونگی تفاوت مصرف‌کنندگان در بازارهای نوظهور با مصرف کنندگان در بازارهای توسعه یافته به دلیل وجود فاکتورهای مختلف فرهنگی و اجتماعی- اقتصادی، تمرکز می‌کند. بیشتر این تحقیقات نشان می‌دهد که مصرف‌کنندگان در بازارهای توسعه یافته و نوظهور، به‌طور قابل توجهی به دلیل ویژگی‌ها، ارزش‌ها، گرایش‌ها و رفتارهای خود با یکدیگر متفاوتند.

۲) استراتژی بازاریابی تطبیقی: این مقاله تفاوت در تأثیر استراتژی‌های بازاریابی در بازارهای توسعه یافته و نوظهور، شامل درخواست‌های تبلیغاتی، استراتژی‌های محصول- بازار، استفاده از اینترنت و رسانه‌های اجتماعی، برنامه‌های وظیفه‌شناسی مدیریتی و نقش‌ نوآوری محصول را بررسی و کاوش می‌کند. بیشتر این مقالات، تفاوت تأثیر این استراتژی‌ها و اقدامات بازاریابی بر مصرف‌کنندگان در بازارهای توسعه یافته و نوظهور را نشان می‌دهند.

۳) چشم‌انداز بازارهای نوظهور: تعداد مقالات کمی وجود دارند که مصرف‌کنندگان و بازاریابان در بازارهای نوظهور را برای آنچه که هستند مورد بررسی قرار دهند، و نه لزوماً آنها را با بازارهای توسعه یافته مقایسه می‌کنند. مانند ضرورت یک هویت فرهنگی جهانی، نقش مشخصات کشور- بازار، اهمیت رو به رشد مصرف‌کنندگان طبقه متوسط جدید و تفاوت‌هایی در نگرش نسبت به برندهای داخلی و بین‌المللی.

 

در این زمینه، نه تنها گسترش بیشتر بلکه توسعه یک چارچوب مفهومی برای راهنمایی و ساختاردهی به تحقیقات در حال رشد سریع چالش‌ها و فرصت‌هایی که بازاریابان در بازارهای نوظهور با آن مواجه‌‌اند، به طور واضحی لازم است. علاوه بر آن بازتاب ما از تصویر واقعی مصرف‌کنندگان و بازارها در بازارهای نوظهور برای آینده نظم و انضباط بازاریابی اهمیت دارد زیرا آنها نمایانگر سهم بزرگی از جمعیت جهان و همچنین رشد اقتصادی می‌باشند. بنایراین تمرکز بیشتر بر بازارها می‌تواند کمکی باشد برای وارد ساختن فشار بر محدودیت‌های نظری نظم و انضباط بازاریابی؛ و نیز می‌تواند مزایای عملی و مفاهیم مدیریتی را به طور قابل توجهی تأمین کند.

به طور خاص، بیشتر مفاهیم و نظریه‌ها در بررسی مصرف‌کننده و استراتژی بازاریابی در بازارهای توسعه یافته موجود ایجاد و آزمایش شده و برخی از آنها در بازارهای نوظهور تکرار شده‌اند. به هر حال ما در مورد محدود بودن این دیدگاه بحث می‌کنیم زیرا مشاهدات و درک ما از مصرف‌کنندگان و بازاریابان در بازارهای نوظهور را در هنگام مشاهده از ذره‌بین فرهنگی- نهادی یک بافت غربی خاص، که در آن مجلات بازاریابی بزرگ و حامیان آنها در حال کارند، تغییر می‌دهد. این در تضاد کامل با انجمن بازاریابی حرفه‌ای و شرکت‌های چند ملیتی است که قادر به هماهنگ ماندن با جهانی شدن سریع اقتصاد دنیا بوده و در نتیجه آن تبادل منظم دانش بین مصرف‌کننده و بازار از بازارهای توسعه یافته به بازارهلی نوظهور و بالعکس می‌باشد.